ميرزا قهرمان امين لشكر

79

روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )

دارند قدرى مذاكرات شد و طرفين اسناد ابراز كردند . اين ده از املاك دنبليها بوده و حسين خان پسر مرحوم محمد صادق خان دنبلى به پسر مرحوم رحيم خان گرگرى داده است و او هم به ملكيت با آنها رفتار مىكند و رعايا و غيره حرفشان اين است كه آنجاها مال خودشان بوده و ميان خودشان قطعات كردند . خريد و فروش مىكنند . بعد از مذاكرات زياد قرار شد طرفين در تبريز نزد يكى از حكام شرع به مرافعه اقدام نمايند و نوشته داده‌اند كه بعد از رمضان المبارك به مرافعه بروند . بعد از آن با جناب مستطاب امير نظام سوار كالسكه شده آمديم طرف قصبهء مرند . از آنجا تا قصبهء مرند تخمينا چهار فرسنگ متجاوز به نظر آمد . قدرى باد و انقلاب در هوا پيدا شد تا آمديم به منزل . چادرها را در خارج آبادى مرند زده‌اند . خيلى باد و خاك اذيت مىكند . من فرستادم پسر آقا سيد ربيع شيخ الاسلام قديم اين قصبه را آوردند ، چون پدرش آدم خوبى بود با من آشنا بود از او احوال پرسيدم . و آب اينجا همه گل‌آلود بود . گفته‌ام آب صاف بياورند بلكه بتوانم حمام اينجا هم بروم و دو سه فنجان چاى صرف شد . آدم فرستادم تلگرافخانهء مرند كه اگر خبرى باشد معلوم شود و به وقايع‌نگار تلگراف مخصوصى كردم و به جناب مستطاب مجد الدوله سلام رساندم كه در تفليس گفته شود . به تاريخ چهارشنبه 14 شهر رمضان المبارك اودئيل امروز در قصبهء مرند توقف بود و رفتم حمام . آبش خوب بود . گفتند حمام هم مال قلى خان است . آنجا حنا و رنگ استعمال شد و بيرون آمدم . ناهارى صرف كرده قدرى خوابيدم و شب را در چادر جناب مستطاب امير نظام دام اقباله بوديم . جناب ساعد الملك ، خانبابا خان ، عزيز الله ميرزا ، عليرضا خان هم بودند . و امروز قلى خان گرگرى در باب گلين‌قيه با رعايا در مالكيت حرف داشتند و رعايا عارض بودند كه آنجا را در سابق . . . « 1 » مرحوم محمد صادق خان دنبلى خريده‌اند . و قلى خان مىگفت از حسين خان پسر مرحوم محمد صادق خان خريده‌ايم . خلاصه قرار شد كه سالى چهل و پنج خروار رعاياى قلى خان از بابت بهرهء مالكانه بدهند و همه ساله از اين قرار با آنها رفتار نمايند .

--> ( 1 ) - جاى دو كلمه سفيد مانده است .